تلفن: 02144263597 ایمیل: g24shop@hotmail.com تلفن همراه: 09367044465 شناسه یاهو:

*** فروشگاه اینترنتی گیتی در زمینه فروش انواع سی دی ها آموزشی ، نرم افزار، بازی و سرگرمی ، صوتی (موسیقی و مداحی) و فیلم شامل انواع فیلم های ایرانی ، خارجی ، انیمیشن ،مستند ، سریال ،کنسرت و نماهنگ با اخذ نمایندگی از شرکتها و موسسه های فعال در ویدئورسانه کشور همچون موسسه رسانه تصویری ،شرکت تصویر دنیای هنر، موسسه قرن جدید،موسسه فرهنگی هنری قرن 21،شرکت جوانه پویا ، شرکت پارس ویدئو، هنرنمای پارسیان (نیوتک) ،سینما هفت (پخش بایا) ،شرکت فرهنگ فیلم تهران، پخش اکسیر و... فعال میباشد *** تلفن و فاکس : 44263597-021 *** ایمیل :info[at]g24shop.com *** سایت این فروشگاه*** http://shop.gitidesign.ir **

طراحی سایت فروشگاهی

*** (فروشگاه اینترنتی گیتی سفارش فیلم ، سریال و نرم افزار را می پذیرد). ***


نرم افزار حسابداری وین تاپ پروآنتی ویروس ایرانی شیدخرید اینترنتی نرم افزار حسابداری اصنافکانال تلگرام فروشگاه اینترنتی گیتی

*** (با عرض پوزش این فروشگاه به این سایت منتقل شده است http://shop.gitidesign.ir). ***

خرید فیلم سینمایی سربلند

خرید فیلم سینمایی سربلند

نگاهي به فيلم "سربلند" ساخته سعيد تهراني
همه چيز از پخش مکرر يک تيزر چند ثانيه اي سياه و سفيد[که سازندگان فيلم آن را نخستين اثر تک رنگ يا مونوکروم سينماي ايران مي دانند] از تلويزيون آغاز مي شود. تيزر، آشکارا بر بازسازي فيگورها و ميميک چهرة فردين توسط بازيگري نه چندان پر کار، و فيلم سازي تازه کار به نام سعيد تهراني تأکيد مي کند. تهراني براي کامل کردن و تداعي اين شباهت، با وجود اندام نه چندان کشيده اش نسبت به فردين، به آرايش مو به مدل "الويس پريسلي"، که فردين به اين شيوه موهايش را آرايش مي کرد، روي آورده و براي زدن تير خلاص، از صداي دوبلوري کار کشته چون چنگيز جليل وند[دوبلور هميشگي فردين]، استفاده کرده است، در حالي که درخصوص ديگر بازيگران فيلم، صداي خودشان را مي شنويم. تيزر از حضور يک دوست، يک مادر و دو دختر سود مي برد و ديالوگ هاي بازيگر نقش اول[با همان صداي مشهور، که در حکم کُدي براي رمزگشايي و آشناسازي است] نقش زيادي در تداعي داستان "کوچه مردها" دارد. در همان چند ثانيه، يکي دو ملودي مشهور اين فيلم، که مهرداد نصرتي آن ها را بازسازي کرده، کمک زيادي به زدن تلنگر بر ذهن تماشاگر براي يادآوري فيلم مبدأ مي کند. با اين پيش زمينه کنجکاو مي شوم "سربلند" را ببينم. به هرحال ديدن فيلمي که در اين سياه بازارِ تاريخيِ رونق و احياء فيلمفارسي، صادقانه به شکلي سر راست بيننده را به ديدن ورژني تازه از يک اثر نوستالژيک دعوت مي کند، در نوع خود غنيمت است.

***

خرید پستی

"کوچه مردها"[محصول 1349] نخستين ساخته سعيد مطلبي فيلم نامه نويس سال هاي ماقبل موج نو در سينماي ايران بود؛ موجي که با آثاري نظير جنوب شهر، شب قوزي، و خشت و آيينه پا گرفت و با گاو و قيصر به بار نشست. با وجود همه ارزش هاي گاو، سينماي بدنه ايران، که تماشاگر را دل زده از فيلمفارسي فرديني مي ديد، ترجيح داد بيش تر به سمت قيصر ميل کند؛ تا گاو. از اين روي توجه به ويژگي هاي ظاهري و کم تر باطني قيصر در دستور کار سينماگران قرار گرفت. اين حرکت هر چند خود به خود به ارتقاء نسبي سينماي ايران انجاميد، اما همين فضاي ايجاد شده نيز در طول يک دهه بعدي به ابتذال گرويد. در اين ميان سعيد مطلبي از خيل جواناني بود که با تغيير جهت تهيه کنندگان همه کاره سينماي ايران به اين سمت، فرصت فيلم سازي يافت و با "کوچه مردها" نخستين و در واقع بهترين فيلم کارنامه اش را ساخت؛ کوششي منطقي که مي توان عنوان "فيلمفارسي موج نو" را بر اين اثر و آثار مشابه آن گذاشت. فضاي کوچه مردها، از بسياري جنبه ها يادآور قيصر است؛ حال و هواي بازارچه، بازيگر نقش اول زن آن[پوري بنايي که در قيصر نقش اعظم را بازي مي کرد]، پهلواني پير و از کار افتاده که به سان جمشيد مشايخي، جوان اول را از دعوا و خون ريزي باز مي داشت و خلاصه موسيقي متني که در نخستين سال هاي ظهور پديده اي به نام موسيقي متن اريژينال در سينماي ايران، نام حسين واثقي را با خود يدک مي کشيد و اين آهنگساز در نخستين آثارش نشان از قريحه خوب خود مي داد؛ قريحه اي که به سرعت  به قهقرا رفت و خود را به جريان مبتذل فيلمفارسي سپرد.

در اين ميان فردين، ستاره موج قبلي و رو به اضمحلال سينماي ايران، با "کوچه مردها" درک درستش را از فضاي جديد در مقطعي از تاريخ سينماي ايران نشان داد. او با وفق دادنش با اين فضا يکي از معدود بازي هاي برتر کارنامه اش را عرضه کرد؛ هر چند که در سال هاي بعد با ارتکاب اشتباه هايي استرتژيک نتوانست با اين مسير همراه شود و به همين دليل قافيه را به بهروز وثوقي باخت.[بازي فردين در "کوچه مردها" به همراه "غزل" کيميايي دو تا از نقش هاي متفاوت اين بازيگر است که به همراه "گنج قارون" و شايد "سلطان قلب ها"، مي توان اين آثار را نماينده کارنامه او به شمار آورد.]

با اين شرايط نمايش کوچه مردها در سال بعد از اکران قيصر موفقيت آميز بود. در سال هاي بعد از انقلاب نيز کوچه مردها به همراه سلطان قلب ها، گنج قارون و يکي دو فيلم ديگر فردين، جزء پر بيننده ترين آثار ويدئويي اين بازيگر بودند که در طول سه دهه بعد از انقلاب 57، نام او را بر سر زبان نسل هاي جديد جاري کردند.

***
فيلم ساختن چندباره، از موضوع هاي قبلي و مشهور، و حتي از روي فيلم هاي مطرح و ديده شده، نه تنها عيب نيست، بلکه گاه به خلق آثاري متفاوت منجر مي شود. جان استرجس در "هفت دلاور"، شايد نتواسته است اثري والاتر از "هفت سامورايي" کوروساوا بيافريند، اما اين فيلم هم ترجمان خوبي از "هفت سامورايي" به زبان وسترن محسوب مي شود و هم به خودي خود اثري متمايز و صاحب ارزش است.

در سينماي ايران نيز، چه در قبل و چه در بعد از انقلاب، آثار زيادي بازسازي شدند، اگر از کپي کاري هاي مُد روز[و در واقع نوشتن افراد از روي دست يکديگر] در آن سال ها، و اين سال ها بگذريم، در زمينه بازسازي آثار مي توان به ساختن "شادي هاي زندگي ما" در آخرين سال هاي قبل از انقلاب از روي فيلم قديمي تر "دزد و پاسبان"[هر دو ساخته محمود کوشان] اشاره کرد. غلام حسين لطفي نيز در اوايل دهه هفتاد "پاکباخته" را بر همين اساس ساخت که البته هيچ يک از دو فيلم اخير، شيرين تر ازنسخه اصلي يعني "دزد و پاسبان" از آب در نيامدند. در سال هاي نزديک تر نيز ابوالحسن داودي، "نان و عشق و موتور هزار" را بر اساس خط اصلي و به روز شده "گنج قارون"، ارائه کرد. داودي در طول فيلم بارها به اين اقتباس به صراحت تأکيد کرد. "گل يخ" پوراحمد نيز به نوعي مي کوشيد بازسازي امروزين "سلطان قلب ها"ي فردين [که خود وام دار يک فيلم هندي بود] باشد که اين کار چندان با اقبال مردم و سينمايي نويسان روبه رو نشد.

حکايت "سربلند" اما به کلي متفاوت با اين آثار است. پيش از ورود به سينماي نمايش دهنده مي انگارم که فضا و زمان "سربلند" مي بايست متعلق به اين سال ها باشد، اما با شروع فيلم و قيد عبارت "طهران، سال 1349" پي مي برم که فيلم ساز ترجيح داده تا بيننده را سر راست و مستقيم به فضاي سال ساخت "کوچه مردها" ببرد و اتفاقا شکاف اصلي ميان فيلم و تماشاگر نيز از همين جا شکل مي گيرد؛ اين که از بيرون فيلم و به وسيله مواد تبليغي تماشاچي را به ديدن ورژن امروزي فيلمي قديمي دعوت کنيم، سپس تا دقايق و فصل هايي نيز در اين مسير بکوشيم و ناگهان با درهم پيچيدن همه چيز در نزديکي هاي ميانه فيلم، بيننده را به جايي ديگر پرتاب کنيم.

"سربلند" فيلمي دو پاره است. دادن اطلاعات ناقص به بيننده و جذب او به تماشاي "کوچه مردها"ي اين سال ها نيز، ضربه ناشي از اين دو پارگي را تشديد مي کند. اتفاقاً بخش نخست فيلم با کمي اغماض، پذيرفتني تر از پاره دوم آن از کار در آمده، حالا اين که نمي توان بازيگر نقش رضا[سروش صحت، که معادل حسن "ايرج قادري" در کوچه مردهاست]، را آن چنان که علي[سعيد تهراني] مي گويد "برادر کوچک تر" او به حساب آورد و اين که فيلم "جوجه فکلي" که اين دو در سال 1349 به ديدنش مي روند، در واقع محصول 1353 است؛ همه به کنار، اما خوب که مي نگريم مي بينيم مشکل "سربلند" دقيقاً از ابتداي پاره دوم فيلم شروع مي شود. بيننده به هر صورت مي تواند با آوازهاي "ايرج" در"کوچه مردها" و ملودي هاي اصلي موسيقي فيلم مبدأ، که هر يک به نوعي در "سربلند" گنجانده شده اند، و يا فصل معروف آب گوشت خوران "گنج قارون"، که با حفظ ترانه اصلي به اين جا راه يافته، کنار بيايد. اما اين که يک جوان "فردين منش" و فداکار که درس خوانده هم هست چگونه به ساواک مي پيوندد و بدون فکر، خود را به آن ها مي فروشد، به هيچ وجه براي بيننده هضم کردني نيست. از اين جاي کار، "سربلند" از آن صداقت پاره نخستش فاصله مي گيرد و با سقوط کيفي به سطح فيلمفارسي هاي انقلابي نماي محدوده سال هاي ابتدايي بعد از اضمحلال رژيم پهلوي، شائبه سفارشي بودن از آن احساس مي شود؛ فرقي هم نمي کند؛ شايد هم فيلم ساز به اجبار براي گرفتن مجوز ساخت و ارائه بخش نخست فيلم به اين ورطه افتاده و از آن سوي بام سقوط كرده است. علت هر چه هست، به هرحال تهراني نمي تواند از اين آزمون "سربلند" بيرون بيايد.

***
اين که از "سربلند" به عنوان نخستين فيلم مونوکروم سينماي ايران نام برده اند، هيچ دردي را از اين اثر دوا نمي کند.["خون بازي" هنوز آن قدر قديمي نشده است که تلاش مشابه و صد البته ارزشمند سازندگان اش را در ايجاد فضاي مؤثر آن فيلم از ياد برده باشيم] مثلاً با چه توجيهي، وقتي کاراکتر فيلم "سربلند" از قوري چاي مي ريزد، بيننده برخلاف پس زمينه سياه و سفيد فيلم، بايد چاي را به رنگ واقعي ببيند؟ حتي اگر با منطق خود اثر بخواهيم فيلم را محک بزنيم در صحنه آب گوشت خوران، آب گوشت درون قابلمه سياه و سفيد است و بيننده آن را پس از ريخته شدن در ظرف ديگر، رنگي مي بيند و اين بدجوري توي ذوق تماشاگر مي زند. شايد بتوان تلاش هاي پذيرفتني تري نظير قرمزي ناشي از خونين شدن بخش هايي از صورت علي و رضا پس از شکنجه هاي ساواک را به حساب سوداي پست مدرنيستي جلوه دادن "سربلند" گذاشت و اين آغاز رخ نمودن پارادوکس اصلي شکل گيري اثر است؛ سربلند فيلمفارسي پست مُدرن نمايي است که به شدت بر سنت ديرين فيلمفارسي پافشاري مي کند؛ سنتي که از غيرواقعي بودن دنياي اين سينما برمي آيد و متأسفانه فيلم ساز براي آفرينش منطق اثرش، تنها به اندازه نازل ترين آثار اين گونه مهم از فيلم هاي ايراني، از خود  مايه گذاشته است.

نوشته علی شیرازی

نظرات

تا کنون هیچ نظری درباره این محصول ثبت نگردیده است.
ارسال نظر

*** (با عرض پوزش این فروشگاه به این سایت منتقل شده است http://shop.gitidesign.ir). ***

تبليغاتX