تلفن: 02144263597 ایمیل: g24shop@hotmail.com تلفن همراه: 09367044465 شناسه یاهو:

*** فروشگاه اینترنتی گیتی در زمینه فروش انواع سی دی ها آموزشی ، نرم افزار، بازی و سرگرمی ، صوتی (موسیقی و مداحی) و فیلم شامل انواع فیلم های ایرانی ، خارجی ، انیمیشن ،مستند ، سریال ،کنسرت و نماهنگ با اخذ نمایندگی از شرکتها و موسسه های فعال در ویدئورسانه کشور همچون موسسه رسانه تصویری ،شرکت تصویر دنیای هنر، موسسه قرن جدید،موسسه فرهنگی هنری قرن 21،شرکت جوانه پویا ، شرکت پارس ویدئو، هنرنمای پارسیان (نیوتک) ،سینما هفت (پخش بایا) ،شرکت فرهنگ فیلم تهران، پخش اکسیر و... فعال میباشد *** تلفن و فاکس : 44263597-021 *** ایمیل :info[at]g24shop.com *** سایت این فروشگاه*** http://shop.gitidesign.ir **

طراحی سایت فروشگاهی

*** (فروشگاه اینترنتی گیتی سفارش فیلم ، سریال و نرم افزار را می پذیرد). ***


کانال تلگرام فروشگاه اینترنتی گیتینرم افزار حسابداری وین تاپ پروآنتی ویروس ایرانی شیدخرید اینترنتی نرم افزار حسابداری اصناف

*** (با عرض پوزش این فروشگاه به این سایت منتقل شده است http://shop.gitidesign.ir). ***

خرید فیلم سینمایی کلاغ پر

خرید فیلم سینمایی کلاغ پر

کارگردان: شهرام شاه حسینی
بازیگران: محمدرضا گلزار- مهناز افشار- حسام نواب صفوی- بهنوش طباطبایی و با هنرمندی اکبر عبدی
محصول: ایران

 

خلاصه داستان :رضا پس از دو سال نامزدي با رويا و بعد از مدت ها بيكاري، در روزنامه اي مشغول به كار مي شود و با خوش حالي با رويا تماس مي گيرد تا قرار عروسي را بگذارند، اما رويا با او برخورد سردي مي كند، چون تحت تأثير حرف هاي مادرش با جواني پول دار به نام مسعود كه در دنياي مد فعاليت دارد نامزد كرده و مي خواهد با او به شمال برود. هرچند رويا به رضا قول مي دهد كه نامزدي اش را با مسعود به هم بزند، رضا براي پاييدن آن دو به شمال مي رود و از يك بنگاه معاملات ملكي در منطقه، ويلايي مشرف به خانه آن دو مي خواهد. در بنگاه دختري به نام سارا هم حضور دارد كه او هم همان خانه را مي خواهد. معلوم مي شود كه سارا قبلاً با مسعود نامزد بوده و مي خواهد كه جلوي ازدواج مسعود با رويا را بگيرد. به اين ترتيب رضا و سارا هدف مشتركي پيدا مي كنند كه آن هم جلوگيري از ازدواج مسعود و روياست. هر دو در همان ويلا ساكن مي شوند و سارا در خانه آنها دوربين مخفي كار مي گذارد و كم كم موفق مي شوند اعتماد رويا به مسعود را از بين ببرند. تلاش مسعود براي جلب رضايت رويا راه به جايي نمي برد، اما رضا هم ديگر آن احساس سابق را نسبت به رويا ندارد و از سوي ديگر سارا نيز قصد دارد به رويا ثابت كند كه مسعود او را واقعاً دوست دارد. رضا و سارا كه در اين مدت با هم بوده اند، احساس مي كنند كه به هم علاقه مند شده اند...

 

 

خرید پستی

نقدی بر فیلم کلاغ پر

سینمای ما - حنانه سلطانی: موسیقی متن « پاریس ، تگزاس» ( ویم وندرس ) را یادمان هست. همان تک نوازی مسحور کننده گیتار « رای کودر». می دانم که الآن دارید با دهان می زنید اش. نسخه ایرانی اش را می توانید این روزها در سالن های سینما بشنوید. قصد پیش کشیدن قانون کپی رایت و این حرف ها را ندارم. بخش هایی از موسیقی متن « کلاغ پر » حال و هوای موسیقی « پاریس، تگزاس » را تداعی می کند ،همین. و البته اگر کمی هم دقیق تر شویم ، خط داستانی مشترکی هم این وسط می شود پیدا کرد. در خبرها خلاصه داستان فیلم این طورآمده : " « کلاغ پر» روایت گر قصه جوانی است به نام رضا که در تعقیب عشق از دست رفته راهی شمال می شود." دارید به شخصیت « تراویس» در این فیلم فکر می کنید. اما این جا و در سالن‌های سینمای تهران قرار نیست « پاریس ، تگزاس 2 » را ببینیم. وجه اشتراک این دو فیلم صرفاً همان دو موردی است که اشاره کردم. « کلاغ پر » ،ببخشید ، « تهران ، شمال » تفاوت اساسی با « پاریس ، تگزاس» ما دارد.- من عاشقیم که تو عشقش رو به لجن کشیدی.نامزد پر یا همان « کلاغ پر» روایت دو آدمی است که می خواهند میانه نامزدهای قبلی شان که حالا هر دو با هم نامزدند را به هم بزنند و بعد دو تایی با هم نامزد کنند! مهم نیست اگر نفهمیدید. از شما چه پنهان خودم هم نفهمیدم! فقط جمله آخری مهم بود. آخر فیلمنامه نویس ما هم وسط داستان را بی خیال شده و فقط به پایانش فکر کرده. این طوری است که تماشاگر هم از ابتدای فیلم روی صندلی اش جا به جا می شود و انتظار می کشد که کی قرار است سکانس آخر را ببیند و خلاص شود. همان هپی اِندی که دختر و پسر لجباز فیلم بالاخره روی خوش به هم نشان می دهند و ... بقیه اش را حتماً خودتان می دانید.راستی این را نگفتم که با فیلمی کمدی طرفیم! البته این ادعای سازندگان فیلم است. در فرهنگ واژگان ما کمدی معنای دیگری دارد. هر چند امروز که دیگر هر چیز بدلی را اصل جلوه می دهند ، نسبت دادن هر اثر نازل و مبتذلی به اسم کمدی چندان هم عجیب نیست. ما اثری را کمدی می دانیم که در پشت ظاهر شوخ و شنگ خود زشتی های اجتماعی را هم افشا کند اما آنچه که « کلاغ پر » به تماشاگر عرضه می کند جز ابتذال و اندک شوخی های کلیشه ای و نخ نما شده ، چیز دیگری نیست. شوخی هایی در حد به هم زدن یک مهمانی با چند تا موش نا قابل یا رقصیدن رضا بعد از گرفتن نقشه هایش. سرقت ماشین ، رژ لب ، عطر فرانسوی ، انگشتر هم قرار است نقش گره افکنی را در فیلمنامه ایفا کنند اما آن قدر پر مایه و خلاقانه نیستند که بتوانند سوراخی حدوداً به بزرگی شصت دقیقه را پر کنند. فیلمنامه نویس « کلاغ پر » دقیقاً همان اشتباهی را مرتکب شده که خیل عظیم فیلمنامه نویسان ایرانی مرتکب می شوند. فیلمنامه نویسان ما تصور می کنند به صرف داشتن یک ایده اصلی و یک پایان ، کار تمام است و فیلمنامه کامل. حال آنکه پر کردن آن سوراخ وسطی است که تفاوت سینمای ما و جهان را بیشتر به رخ مان می کشد. اما مشکل « کلاغ پر » فراتر از این سوراخ بزرگ است. سازندگان فیلم حتی زحمت سر سوزنی تفکر و پیدا کردن یک ایده خلاقانه را هم برای پایان مورد علاقه شان به خود نداده اند. مثل پرده خوانی ها و نقالی های کافه های قدیم که می گویند: " پرده آخر: و عشق... !". گرفتن تسبیح از دست درویش و شنیدن عبارت " و عشق..." از زبان آقای درویش هم شد پایان؟!بعد از دوره مقبولیت ملودرام های اجتماعی و انتقادی که در پی تحولات دوم خرداد 76 مورد توجه قرار گرفتند ، هیجانات و فعالیت های سیاسی فروکش کرد و تماشاگر دلزده از واقعیت به سینمای کمدی تمایل نشان داد اما سطحی نگری و ساده انگاری فیلمسازان از یک سو و نبود ظرفیت پذیرش کمدی های انتقادی از سوی دیگر ، سینما را در انحصار فیلم های سبک و بی مایه ای قرار داد که جز ترویج ساده پسندی چیز دیگری برای ارائه به تماشاگرشان نداشتند. مردم گریزان از واقعیت نیز که مفری جز همین فیلم های کمدی نمی دیدند ، ناچار به این مبتذل سازی روی خوش نشان دادند اما هر چه زمان گذشت ، سازندگان این گونه فیلم ها به دور از ذره ای ابداع و خلاقیت به هدف بازگشت سرمایه، به موقعیت های موفق قبلی خود دل خوش کردند و به تولید کپی دست چندم همان ایده های امتحان پس داده، دست زدند تا آنجا که حالا دیگر تنها ایده بدیع « کلاغ پر » نسبت به همتایانش کلاه روی سر کاراکترهاست! که البته بعید نیست نمادی از کلاه بزرگی باشد که سر مخاطب و شعورش گذاشته می شود! و حالا در موقعیتی ایستاده ایم که به نظر می رسد اگر سینمای کمدی تحولی در روند تولیدش ایجاد نکند ، به آخر خط نزدیک است و دیگر چیزی برای خنده گرفتن از تماشاگر ندارد. مگر اینکه ترویج ساده پسندی اثرش را گذاشته باشد و مخاطبان این گونه فیلم ها همچون طرفداران تیم فوتبالی رفتار کنند که از دیدن گلی در موقعیت آفساید شاد می شوند!

 

نقد دیگر

نویسنده:سید آریا قریشی

وقتی تیتراژ آغازین فیلم را می دیدم،آرزو می کردم کلاغ پر فیلمی باشد،حداقل در حد و اندازه های آتش بس، که بعد از دیدن فیلم،حسرت پولی را که بابت دیدن این فیلم پرداختم نخورم.ولی در پایان،علاوه بر حسرت پول از دست رفته،افسوس خوردم که دو ساعت از وقتم را به دیدن چنین فیلمی اختصاص داده ام!فیلمی که نمامی رخدادهای آن،یا به صورت اتفاقی رخ می دهند و یا آنقدر غیرواقعی و غیر طبیعی اند که مضحک به نظر می رسند.بارزترین آنها زمانی است که می فهمیم مهناز افشار در جای جای ویلای روبه رو دوربین هایی کار گذاشته و می تواند از طریق تلویزیون ویلایش،تمامی حرکات اعضای ویلای روبه رو را مورد نقد و بررسی قرار دهد!با دیدن این صحنه ،بیننده لحظه ای شک می کند که شاید افشار در گذشته،مدتی در سیستم جاسوسی سیا یا کا گ ب مشغول به کار بوده که به این راحتی توانسته وارد ویلای روبه رو شده و این سیستم های مدرن را در آنجا کار بگذارد.حالا این قضیه که اعضای ویلای رو به رو در تمام مدت فیلم متوجه این دوربین ها نمی شوند،خود قضیه ی دیگری است.داستان فیلم هم به طور وحشتناکی قابل پیش بینی است.در واقع از همان لحظه که محمدرضا گلزار می فهمد که بهنوش طباطبایی قصد ازدواج با مرد دیگری را دارد،می توانیم بفهمیم که محمدرضا گلزار و مهناز افشار در پایان فیلم به هم می رسند!!(آن هم در حالی که مهناز افشار هنوز وارد فیلم نشده است!!)(توجه کنید این از خصوصیات برجسته ی فیلمهای ایرانی است که قبل از اینکه شخصیتی وارد داستان شود،ما سرنوشت او را می فهمیم!)این شک زمانی به یقین مبدل می شود که مهناز افشار در اولین شب اقامتش در یک ویلای بزرگ،خیلی راحت یک مرد غریبه را به داخل ویلا راه می دهد.حقه های گلزار و افشار برای بردن آبروی نواب صفوی(مثل قضیه ی درویش و موشها و ...)آدم را یاد کارتون پلنگ صورتی می اندازد!با این تفاوت که این حقه ها در پلنگ صورتی به مراتب بهتر پردازش شده اند!فیلم آنقدر فاجعه است که حتی جذابیتهای زوج گلزار-افشار و بامزگیهای اکبر عبدی هم نمی توانند آن را قابل تحمل کنند.ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که بهنوش طباطبایی با نمایش کلاغ پر و پسران آجری در یک سال،رکورد حضور در آشغال های سینمایی در یک سال را جابه جا کرد و نشان داد که استعداد خاصی در انتخاب کردن بدترین فیلمهای سینمایی سال دارد!با این شرایط باید به حال سینمای ایران تأسف خورد که چنین فیلم بی ارزش و غیر قابل تحملی،جزو پرفروش ترین فیلم های سال می شود.

نظرات

مرادی تاریخ : جمعه 14 شهریور 1393 ساعت '20:18
خیلی جالب بود امیدوارم باز هم از این نوع فیلم ها تولید شود
ارسال نظر

*** (با عرض پوزش این فروشگاه به این سایت منتقل شده است http://shop.gitidesign.ir). ***

تبليغاتX