تلفن: 02144263597 ایمیل: g24shop@hotmail.com تلفن همراه: 09367044465 شناسه یاهو:
خرید پستی کارتون شهر قطار ها

*** فروشگاه اینترنتی گیتی در زمینه فروش انواع سی دی ها آموزشی ، نرم افزار، بازی و سرگرمی ، صوتی (موسیقی و مداحی) و فیلم شامل انواع فیلم های ایرانی ، خارجی ، انیمیشن ،مستند ، سریال ،کنسرت و نماهنگ با اخذ نمایندگی از شرکتها و موسسه های فعال در ویدئورسانه کشور همچون موسسه رسانه تصویری ،شرکت تصویر دنیای هنر، موسسه قرن جدید،موسسه فرهنگی هنری قرن 21،شرکت جوانه پویا ، شرکت پارس ویدئو، هنرنمای پارسیان (نیوتک) ،سینما هفت (پخش بایا) ،شرکت فرهنگ فیلم تهران، پخش اکسیر و... فعال میباشد *** تلفن و فاکس : 44263597-021 *** ایمیل :info[at]g24shop.com *** سایت این فروشگاه*** http://shop.gitidesign.ir **

طراحی سایت فروشگاهی

*** (فروشگاه اینترنتی گیتی سفارش فیلم ، سریال و نرم افزار را می پذیرد). ***


نرم افزار حسابداری وین تاپ پروآنتی ویروس ایرانی شیدخرید اینترنتی نرم افزار حسابداری اصنافکانال تلگرام فروشگاه اینترنتی گیتی

*** (با عرض پوزش این فروشگاه به این سایت منتقل شده است http://shop.gitidesign.ir). ***

خرید پستی فیلم خواب سفید(White Dream )

خرید پستی فیلم خواب سفید(White Dream )

خلاصه داستان:
رضا که شاگرد مغازه لوازم عروسی میباشد دنبال همسر دلخواه خود میگردد در این راستا او با زنی آشنا می شود که عاشق و شیفته او می گردد اما ...

فیلم خواب سفید

 

 نقد فيلم: خواب سفيد


برف يا پشمک؟

ما ايرانيها، از حس کمدی و طنز بی‌بهره نيستيم. در زمينه شعر و ادبيات ما، نمونه‌های بسيار خوبی از آثار طنزآميز را می‌توان برشمرد. به‌ويژه در چارچوب فرهنگ گفتاری کوچه‌وبازار، در زمينه ساختن و پرداختن تکه‌های طنزآميز کوتاه (جوک)، بسيار آزموده و کارآمد هستيم. اما همين‌که پا را از گستره فرهنگ نوشتاری و گفتاری فراتر نهيم و به پهنه فرهنگ نمايشی نزديک شويم، همه‌چيز به يکباره ديگرگون می‌شود. در اين زمينه، از نمايش روحوضی سياه‌بازی، شايد همچون تنها شکل‌بندی نمايشی طنزآميز و کمدی در ايران بتوان يادکرد. اما همين تنها شکل‌بندی نمايشی ما نيز، بيش از آنکه يک کمدی نمايشی باشد، طنز گفتاری است و ريشه در فرهنگ گفتاری طنزآميز دارد. از نمونه‌های لاله‌زاری که بگذريم، به‌گمانم نمايشهای تئاتری ارحام صدر در اصفهان، شناخته‌شده‌ترين نمونه اين گونه از نمايش کمدی ايرانی است که در آن، آنچه بيننده و شنونده را به خنده می‌آورد، سخنان و گفته‌های طنزآميز است و نه کنشها و رفتار کميک بازيگران؛ و يا زمينه‌ای که برخورد ميان کاراکترها در آن، به رويدادهای خنده‌آور بيانجامد.
اين‌همه بدان معناست که ما ايرانيها، با اينکه مردم غمگينی نيستيم و در نمودهای فرهنگی زندگی ما، رگه‌های نيرومندی از طنز ديده می‌شود، با شکل‌بنديهای نمايشی کمدی و طنز بيگانه‌ايم. از اين ديدگاه، ناهمسو با انگاره‌ای که از واژه کمدی (و سرخوشی و شادی همبسته آن) داريم، سينمای کمدی ايران بسيار غم‌انگيز و دلتنگ‌کننده است. با يک ارزيابی بدبينانه، می‌توان گفت که در تاريخ سينمای ايران، پديده‌ای به‌نام فيلم کمدی، از آغاز پيدايش نيافته‌است. با نگاهی به نمو نه‌ها، چنين برمی‌آيد که دريافت از کمدی در سينمای ايران - و اين دريافت، هم به پديدآورندگان فيلمها برمی‌گردد و هم به توده سينمارو - برابر با دلقک‌بازی و لودگی (آن‌هم بيشتر گفتاری) است.
در چنين چارچوبی است که، گذشته از چند کار انگشت‌شمار کمدی در سينمای ايران (از سالهای پيش از انقلاب، هيچ نمونه‌ای به‌يادنياوردم و در سالهای پس از انقلاب نيز، با يک شمارش سرانگشتی، در هر دهه يک فيلم کمدی خوب داشته‌ايم: در دهه ۶۰، اجاره‌نشينها ساخته مهرجويی، در دهه ۷۰، ليلی با من است کار کمال تبريزی، ...)، فيلم کمدی همواره با دلقک‌بازی يکی انگاشته شده‌است. از همين‌روست که در تاريخ سينمای ايران، به‌جای کمدين، با شماری دلقک روبه‌رو بوده‌ايم (همسالان من، بی‌گمان از سالهای پيش از انقلاب، تقی ظهوری، ميری و گروه سه‌نفره سپهرنيا، رئوفی، متوسلانی را به‌ياددارند. در سينمای پس از انقلاب نيز، اکبر عبدی نمونه چهرمانی «تيپيک» چنين دلقک‌بازيهايی است.).
حميد جبلی، بازيگر، فيلمنامه‌نويس و کارگردان فيلم خواب سفيد اما، به‌گواهی همين فيلم، مرزبندی ميان کمدی و دلقک‌بازی و لودگی را، خوب شناخته است. در تاريکی آغاز فيلم، آدم با شنيدن تک‌گويی رضا، به‌ويژه با آن شيوه گفتار که يادآور کلاه‌قرمزی است، بدگمان می‌شود که مبادا با چنان فيلمی روبه‌رو خواهدبود. با روشن‌شدن تصوير و پيشرفت فيلم اما، اين بدگمانی چندان دير نمی‌پايد و رفته‌رفته، يکی از فيلمهای کمدی خوب سينمای ايران، بر روی پرده جان‌می‌گيرد.
جبلی، در بازآفرينی کاراکتر رضا، در هر سه تراز فيلمنامه، بازی و کارگردانی، از خود مايه گذاشته‌است. رضا، آدم کم‌خردی است که آرزوی ديرينه او برای يافتن همسر و داماد شدن، از سالها پيش، در او واپس‌رانده و درونی شده‌است. آرزوی برنيامده رضا، با گذشت زمان، به‌شکل روان‌نژندی آشکاری درآمده‌است که، همراه با کم‌خردی آغازين او، زمينه گسست از واقعيتهای پيرامون و روی‌آوردن به پنداربافيهای بی‌پايه می‌شود. رضا، از يکسو، آدمهای هم‌اندازه خود را، شايسته همسری با خويش نمی‌يابد و هر پيشنهاد واقعگرايانه‌ای را پس‌می‌زند. برای نمونه، از همان آغاز پيداست که لقمه دهان او، دختری مانند معصومه است؛ او اما با پندارهايش سرگرم است. از سوی ديگر، گسست از واقعيت، او را به پنداربافيهای بيمارگونه درباره همسری آرمانی می‌کشاند. بريده‌های ژورنالهای عروسی که به ديوار می‌چسباند و گفت‌وگوی درگوشی با آنها، دلبستگی به مانکن توی ويترين و شيفتگی يکسويه به آن زن جوان، نمونه‌هايی از پنداربافيهای اوست.
کار پادويی در فروشگاه پوشاک عروس و سروکار داشتن روزانه با انگاره عروسی، نمکی است که بر زخم درون او پاشيده‌می‌شود و داغ دل او را، دم‌به‌دم تازه می‌کند. اين‌همه، شکل‌دهنده تنهايی سنگينی است که در درددل‌کردنهای پی‌درپی بر سر گور مادر نمود می‌يابد و خود، نشانه ديگری از دوری روزافزون او از جهان واقعی است. رضا کسی را ندارد که برايش دست بالا کند و به زندگی او سروسامان دهد؛ و آن‌گاه که خود دست‌به‌کار می‌شود، دستامد پنداربافی او، سرخوردگی برخاسته از تلخی واقعيتی است که او را دوباره بر سر گور مادر بازمی‌گرداند. ويژگيهای برشمرده، بازآفريننده کاراکتری است که در سرتاسر فيلم، يکدست و يکپارچه می‌ماند و رويارويی او با جهان بيرون از خويش، زمينه شکل‌گيری رويدادهای گاه بسيار خنده‌آور فيلم می‌شود.
جبلی، برای خنداندن بيننده، دلقک‌بازی و ادا درنمی‌آورد. در ريخت کالبدی و گفتار و رفتار رضا هم، چندان چيز خنده‌داری ديده‌نمی‌شود. اينجا و آنجا، نشانه‌هايی از لودگی در او می‌توان يافت (برای نمونه، « ببخشيد » گفتن او به‌هنگام گذر از روی گورها؛ يا آن تکيه‌کلام « سلام، حالت خوبه؟ » و ...)؛ اما اين رفتارها نيز، در همگی (کليت) شخصيت‌پردازی او در فيلم، چندان آزارنده نيست و با او جور درمی‌آيد. به اين‌سان، خواب سفيد با خودداری از فروافتادن در گرداب لودگی و مزه‌پرانيهای آن‌چنانی، راه رسيدن به يک کمدی نمايشی را يافته‌است: آفرينش يک کاراکتر ويژه و زمينه‌سازی درست برای رويارويی اين کاراکتر با جهان پيرامونش؛ که به شکل‌گيری رويدادهای خنده‌آور بيانجامد.
خواب سفيد، کار نوآورانه‌ای نيست؛ و بر الگوی داستانی ديرينه سينما ايران استوار است: پسر بی‌چيز جنوب‌شهری، به دختر دارا و خوشگل شمال‌شهری دل‌می‌بندد؛ اما سرخورده بازمی‌گردد و به زندگی در جهان پيشين و با آدمهای همگون با خود تن‌درمی‌دهد. به‌کارگيری اين الگوی داستانی، به‌خودی‌خود نه‌تنها نشانه کاستی فيلم نيست، بلکه کار جبلی هم در بازيگری نقش رضا و هم در شخصيت‌پردازی او در فيلمنامه و هم کارگردانی يک فيلم کمدی خوب، ستودنی است.
خواب سفيد اما، در همه زمينه‌ها به‌يکسان خشنودکننده نيست و کاستيهايی دارد. بسياری از داستانهای کناری فيلم، با داستان ميانی آن همبستگی درخور ندارند. يکی‌دو تکه نخست رضا در خانه با پدرش، از ديدگاه آشناساختن بيننده با زندگی رضا، خوب و به‌جاست. اما تکه‌های ديگر، که به‌شکل ميان‌پرده‌های کوتاه، در لابه‌لای صحنه‌های ديگر می‌آيد، کارآيی و کارکرد چندانی در پيشبرد فيلم ندارند. صحنه خواستگاری آن زن و پسرش از مادر معصومه، تنها اگر در برابر چشم رضا شکل‌می‌گرفت و يا رضا به‌شکلی از آن آگاه می‌شد، جايی در فيلم داشت و بامعنا از کار درمی‌آمد. در اين چارچوب، فيلم از آغاز، با پرداخت ويژه‌ای که به صحنه‌های برخورد معصومه و رضا می‌دهد (گفته‌های بی‌انگيزه اما گمراه‌کننده رضا، واکنشهای روشن و بامعنای معصومه و ناديده ماندن همه آنها از ديد رضا)، چنين وانمود می‌کند که برای آدمی مانند رضا، يار (معصومه) در خانه و او بيهوده گرد جهان می‌گردد. اين انگاره اما، در فيلم، ناپرداخته می‌ماند. رضا، هيچ‌گاه درباره معصومه به آگاهی نمی‌رسد؛ و پا پيش‌گذاشتن معصومه در پايان فيلم نيز، کمی ناگهانی و پيش‌بينی‌نشده می‌نمايد.
خواب سفيدی که رضا در آغاز فيلم از آن می‌گويد، انگار با پيدايش معصومه به‌واقعيت درمی‌آيد. اما صحنه پايانی فيلم (دوچرخه‌سواری در برف)، بيش از آنکه شکل به واقعيت درآمده خواب رضا باشد، به خواب سفيد ديگری می‌ماند که معصومه برای زندگی با رضا ديده‌است: خوابی به سفيدی برف يا پشمک!

* اين نقد در شماره ۳ ماهنامه صنعت سينما چاپ‌شده‌است.

خرید پستی کارتون شهر قطار ها

نظرات

محمدرضا تاریخ : شنبه 15 شهریور 1393 ساعت '12:27
بازی حمید جبلی قشنگ بود
ارسال نظر

*** (با عرض پوزش این فروشگاه به این سایت منتقل شده است http://shop.gitidesign.ir). ***

تبليغاتX