تلفن: 02144263597 ایمیل: g24shop@hotmail.com تلفن همراه: 09367044465 شناسه یاهو:
خرید پستی کارتون شهر قطار ها

*** فروشگاه اینترنتی گیتی در زمینه فروش انواع سی دی ها آموزشی ، نرم افزار، بازی و سرگرمی ، صوتی (موسیقی و مداحی) و فیلم شامل انواع فیلم های ایرانی ، خارجی ، انیمیشن ،مستند ، سریال ،کنسرت و نماهنگ با اخذ نمایندگی از شرکتها و موسسه های فعال در ویدئورسانه کشور همچون موسسه رسانه تصویری ،شرکت تصویر دنیای هنر، موسسه قرن جدید،موسسه فرهنگی هنری قرن 21،شرکت جوانه پویا ، شرکت پارس ویدئو، هنرنمای پارسیان (نیوتک) ،سینما هفت (پخش بایا) ،شرکت فرهنگ فیلم تهران، پخش اکسیر و... فعال میباشد *** تلفن و فاکس : 44263597-021 *** ایمیل :info[at]g24shop.com *** سایت این فروشگاه*** http://shop.gitidesign.ir **

طراحی سایت فروشگاهی

*** (فروشگاه اینترنتی گیتی سفارش فیلم ، سریال و نرم افزار را می پذیرد). ***


نرم افزار حسابداری وین تاپ پروآنتی ویروس ایرانی شیدخرید اینترنتی نرم افزار حسابداری اصنافکانال تلگرام فروشگاه اینترنتی گیتی

*** (با عرض پوزش این فروشگاه به این سایت منتقل شده است http://shop.gitidesign.ir). ***

خرید پستی فیلم سینمایی هم خانه

خرید پستی فیلم سینمایی هم خانه

کارگردان:مهرداد فرید

بازیگران:بیتا سحر خیز, علیرضا اشکان, اکبر عبدی, ارژنگ امیر فضلی, عسل بدیعی

مهسا دانشجوی ترم آخر شهرستانی است که به خاطر نیاوردن نمره در یک درس ناچار است یک ترم دیگر در تهران بماند اما ...

 

خرید پستی

 

نمایش و نقد فیلم همخانه در خانه سینما


نمايش و نقد وبررسي فيلم سينمايي هم خانه ساخته مهرداد فريد با حضور كارگردان، بازيگر نقش اول بيتا سحرخيز، حسين سلطان محمدي منتقد جلسه و علي علائي به عنوان مجري جلسه، 28 ارديبهشت در سالن نمايش خانه سينما برگزار شد.
سلطان محمدي در ابتدا از سوابق روزنامه نگاري فريد صحبت كرد و با اشاره به اينكه فريد از منتقدان و روزنامه نگاران قديمي است، گفت: رشته تحصيلي فرید ارتباطات است و در زمينه پژوهش هم فعاليت هاي گسترده اي انجام داده است. وي سال گذشته فيلم آرامش در ميان مردگان را به عنوان نخستين فيلم بلند ارایه داد و هم خانه دومين فيلم بلند اوست. فريد سابقه مستند سازي هم دارد. در آغاز در خصوص فيلم بايد پرسش كرد كه فيلم در پاسخ به چه پرسشي ساخته شده است. و به عنوان يك كالاي فرهنگي پاسخ به چه پرسش و نيازي بوده است. فيلمنامه كه مخلوطي از كمدي فانتزي است و خود فريد در گذشته معتقد بود كه فيلمي موفق بوده كه بتوان در يك خط تعريف كرد. اين فيلمي بود كه در آن به معضل مسكن، دانشگاه و روابط اجتماعي پرداخته است و از معدود فيلم هايي هست كه در رويداد و زمان حركت مي كند و داستان برآمده از اجتماع خودمان است.
نوبت به مهرداد فريد بود كه از فيلمش دفاع كند، وي صحبت هايش را با فيلم آرامش در ميان مردگان آغاز كرد و گفت: همخانه فيلم دوم من است و فيلم آرامش در ميان مردگان فيلمي بود كه در قالب فيلم هاي خاص توسط رسانه ها دسته بندي شد و البته در نمايش عمومي هم توفيق چنداني نداشت و به نظر تشخيص براي انتخاب در قالب فيلم هاي خاص درست بود زيرا سليقه مخاطب پايتخت نشين را نتوانست ارضاء كند و نتوانست با مخاطب خود ارتباط برقرار كند و بازخورد هاي آن فيلم به نوعي باعث شد كه فيلم همخانه را اين گونه بسازم. سينما بدون مخاطب و تماشاگر اصلا معنا ندارد و شايد فيلمسازي بدون مخاطب فيلمساز بشود ولي به حتم سينما نمي شود و در واقع تنفس در فضاي مخاطب بود كه مرا به اين سمت كشاند كه فيلمي بسازم كه هم خودم دوست داشته باشم و هم تماشاگر و براي اينكه به تعريف جديدتري از سينما برسم اين فيلم را ساختم. اليته معتقد هستم كه نبايد به تماشاگر باج داد و نبايد به گرايش های مخاطب عام توجه كامل داشت و در عين حال بايد به نظر مخاطب احترام گذاشت. من فكر مي كنم فيلمم از حد متوسط استاندارد هاي سينماي ايران حتي بالاتر است. نخستين بار قصه فيلم را در سال 78 نوشتم و يك جوري متاثر ار داستان كوي دانشگاه بود. كه وقتي خوابگاه دانشگاه را آتش زدند، دانشجويان به دنبال يك سرپناه بودند. اما وقتي داستان در سال 86 ساخته شد احتياج به تعديل داشت و تمام نگاه هاي اجتماعي و سياسي را درآن محو كردم و حرف هايم را نمي خواستم گل درشت باشد و براي مخاطب، بيرون بزند و تمام نگراني من اين بود كه نكند تماشاگر غرق درام شود و به لايه هاي زيرين فيلم توجه نكند و آن هم بستگي به اين دارد كه چندي از اكران فيلم بگذرد و بعد قضاوت كرد. نسل فعلي دانشجوي ما خيلي متفاوت از گذشته است و اقيانوس بيكراني دارد كه به اندازه بند انگشت است. و حتي در تمام فيلم مي بينيم كه كه دانشجوي ما هيچ كتابي در دست ندارد و در خانه اش هيچ كتابخانه اي نيست زيرا فقط نشان دادن تفاوت مهم بود و اينكه نسل جديد ما با چه مشكلات معيشتي مواجه است. اين فيلم ساخته شد تا انفصال ايجاد شده بين سينما و مخاطب را از بين ببرد. من در حال تجربه و تست اين فرضيه هستم كه بتوانم مخاطب فرهيخته كه طبق آمار جمعيت قابل توجهي را در بر گرفته به سينما بكشانم.
سلطان محمدي در خصوص اين فيلم عنوان كرد: فيلم نگاهي سريع به مسايل اجتماعي دارد و همه موضوعات فيلم در يك حلقه محوري دور هم جمع هستند و نگاه آقاي فريد به موضوع نگاهي گزارش گونه به موضوع بود. به هر حال اين فيلم جزء فيلم هاي كمدي معترض به اجتماع است و شايد به تماشاگر كمك مي كند كه همذات پنداري كند و يا خود را تخليه كند. حتي موسيقي محسن نامجو كه در انتهاي آن است نگاه ساختار شكن معترض را دارد. ما در كشورمان منتقدان شفاهي هستيم و نقد هاي كتبي خود را بعد از اكران فيلم مي نويسيم و ان شاا... همین مقدار تبلیغ، براي فيلم با 15 سالن جواب خواهد داد.
بيتا سحرخيز بازيگر نقش اول فيلم همخانه با نام مهسا بود . وي نخستين فيلم سينمايي اش بود كه بازي مي كرد و در خصوص بازي در اين فيلم گفت: اگر كار من در فيلم خوب بود، به خاطر بازي من نبود بلكه گروهي بوديم كه كار مي كرديم و همه گروه به هم كمك مي كردند و همه گروه براي بهتر شدن فيلم تلاش مي كردند.
فريد در خصوص انتخاب بازيگر ستاره براي فيلمش گفت: من در گام اول به دنبال بازيگر ستاره براي همخانه بودم .و اگر مي خواستم ستاره بين 20 تا 25 سال انتخاب كنم، چند بازيگر بيشتر نبود و آنها هم سر كار ديگري بودند و ما نمي توانستيم منتظر بمانيم و به قصه خيلي معتقد بودم و داستان را به گونه اي مي دانستم كه هر جوان مستعدي بتواند اين فيلم را بازي كند. و همين گونه هم شد و وقتي فيلم را مي بينم از انتخاب خود راضي هستم . ممكن است فيلمي بازيگر ستاره داشته باشد و كارگردان خوب و يا فيلمنامه خوب نداشته باشد كه در هفته هاي نخست فروش آن رو به صعود است و بعد از مدتي روبه افول مي رود و فيلمي بازيگر ستاره نداشته باشد ولي فيلمنامه خوب و كارگردان خوب داشته باشد در هفته هاي اول فروش پايين و در هفته هاي بعد فروشش بالا مي رود. فيلم دايره زنگي فيلمي است كه هم ستاره دارد و هم فيلمنامه و كارگردان خوبي دارد به همين علت از اول تا آخر خوب مي فروشد. فيلم من متعلق به ژانر كمدي رمانتيك است و داستان را به گو نه اي چيدم كه وقتي فيلم به انتها نزديك مي شود از كمدي بودن آن كم شود و درام بودن قضيه بيشتر خودش را نشان دهد و به نقطه اوج درام هم مي بايد توجه مي داشتيم.
این جلسه از سلسله جلسات هفتگی نمایش و نقد فیلم انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران است که روزهای شنبه در خانه سینما برپا می شود.
منبع:سایت نمایه تهران

خرید پستی

نقددیگر فیلم هم خانه


بیتا سحرخیز، اکبر عبدی، مجید مشیری، عسل بدیعی، مریم بوبانی و ارژنگ امیرفضلی بازیگران این فیلم هستند که محسن نامجو برای آن آهنگسازی کرده و بایرام فضلی هم مدیر فیلمبرداری آن بوده است. "همخانه" از چهارشنبه 25 اردیبهشت در گروه سینمایی آزادی اکران شده است.
کارگردان همخانه تلاش کرده تا فیلمی کمدی- رمانتیک بسازد.
فیلمی که با رویکرد دو گانه ای که پیش گرفته نه کاملا در قالب فیلم های پر مخاطب مناسب گیشه قرار می گیرد و نه با خست به خرج دادن در ایجاد لحظات کمیک، بر اهمیت هنری آن افزوده است و شاید اولین مشکل فیلم همخانه همین حرکت در مرز باشد.
چرا که فیلم هایی که تلاش می کنند بر این مرزباریک حرکت کنند و رضایت دو طیف مخاطب عام و خاص و منتقدین را فراهم کنند، طبعا با توجه به دشواری راهی که پیش گرفته اند از ظرافت های فراوانی در ساختار، اجرا و فیلمنامه برخوردارند و کمتر فیلمی توانسته در این مرز باریک حرکت کند و به خواسته های مطلوب هر دو طیف دست یابد و اصولا همین نوع نگاه ، ساختن همخانه را برای مهرداد فرید مشکل کرده است.
مهرداد فرید به تناسب پیشینه اش در انتخاب سوژه موفق است و همخانه مانند فیلم قبلی او «آرامش در حضور مردگان» ودر قالبی کاملا متفاوت سوژه  خوبی دارد و حتی می توان گفت طرح چنین سوژه ای در فضای فعلی جامعه تا حدودی جسورانه است: دخترکی که مدت کمی از تحصیلش باقی مانده ونمی تواند در خوابگاه دانشجویی بماند و پی خانه می گردد، سرانجام تنها جایی که می تواند پیدا کند خانه پیرزنی تنها است که خانه را به شرط داشتن همسر به او اجاره می دهد و در نتیجه دخترک باید شوهری قلابی دست و پا کند و با حفظ تمام فاصله ها برای مدتی با او همخانه شود... .
فرید در دومین فیلم سینمایی اش تلاش کرده در عین وامداری به تعریف خاص خود از سینما که به تعریفی تازه از سینمای مستقل پهلو می زند، رویکردی تازه به جذب مخاطب داشته باشد که به عنوان یکی از وزنه های تعیین کننده در گردش چرخ اقتصاد سینمای ایران مطرح است.
مهرداد فرید پس از سال ها سابقه کار مطبوعاتی و ساخت چند فیلم کوتاه به دیدگاهی ویژه به دنیای سینمای حرفه ای روی آورد و حاصل این تجربیات و نگاه خاص، فیلم مهجور "آرامش در میان مردگان" شد که با توجه به فضا و حال و هوای تقارن مرگ و زندگی و دغدغه هایی خاص که مخاطب پسند نبود، نتوانست در گیشه موفق ظاهر شود.
فیلم هر چند از حضور بازیگران حرفه ای تئاتر بهره می برد، ولی این وجه در کنار نگاه حرفه ای حاکم نتوانست کار را به عنوان یک اثر مستقل حرفه ای در ذهن همان اندک مخاطب هم ماندگار کند و این گونه است که فیلم دوم فرید را می توان به منزله شروع دوباره او برای تثبیت جایگاه حرفه ای یک فیلمساز در سینمای مستقل قلمداد کرد.
مروری بر روند شکل گیری دیدگاه فرید که با فیلم "همخانه" برجسته شده از جایی اهمیت پیدا می کند که او هر چند در فیلم اولش از مولفه های مخاطب پسند برای باج دادن به تماشاگر پرهیز کرد، در فیلم دومش گامهایی هوشمندانه به سوی مخاطب برداشت ولی همچنان زاویه دید خاص خود را حفظ کرد و به مخاطب باج نداد.
این ویژگی می تواند در وجوه مختلف فیلم مورد تحلیل و ارزیابی قرار بگیرد. در اولین گام ایده اولیه فیلم "همخانه" به نوعی موقعیتی حساس و جسورانه را محور قرار می دهد که قابلیت بدل شدن به اثری با نگاه گیشه ای صرف و البته فروش میلیاردی را دارد؛ یعنی موقعیت همجواری اجباری یک دختر و پسر جوان که مخاطرات خاص خود را به همراه دارد.
اما این موقعیت با اینکه استعداد سقوط به ورطه سطحی نگری را دارد، در پرداخت نمودی قابل قبول پیدا کرده و در عین حالی که مخاطب را مد نظر دارد، از حرکت بر نقاط حساس کاذب می پرهیزد. اینگونه است که برخلاف انتظار مخاطب عادت کرده به فیلم های گیشه ای موقعیت های دراماتیک طراحی شده یکی پس از دیگری جای هم را می گیرند بدون آنکه بیش از کارکردشان استفاده شوند.
فیلم "همخانه" یک کمدی رمانتیک لطیف درباره همجواری است که دو جنس مخالف را دچار تغییراتی در دیدگاه و نقطه نظراتشان نسبت به یکدیگر می کند. مهسا (بیتا سحرخیز) و جمشید (علیرضا اشکان) به عنوان نماینده قشر دانشجوی جوان، با توجه به مقدمات چیده شده و بر اساس نیاز دراماتیک اولیه وارد یک رابطه اجباری می شوند.
در فیلم به نیاز دراماتیک مهسا به عنوان قهرمان اصلی (اولیه) بیشتر پرداخت شده و چگونگی رسیدن او به تصمیم عجیب پیدا کردن یک شوهر قلابی یک روزه، به تفصیل پرداخته می شود تا موتور فیلم روشن و حرکت بر مسیر طراحی شده آغاز شود. مهسا به جهت محروم شدن از خوابگاه و اجبار برای ماندن در تهران، مجبور می شود به شرایط فخری خانم (مریم بوبانی) برای اجاره کردن خانه اش تن دهد که این پیش شرط متأهل بودن اوست.
پذیرش اولیه این شرط هم به جهت موقعیت ناگزیزی مهسا و هم به دلیل ضرب الاجل فخری خانم برای سفر به خارج، می تواند در دنیای فیلم منطق خاص خود را پیدا کند و شرایط به گونه ای چیده می شود که فیلم با انتخاب قالب کمدی رسیدن به این مقطع را به شکل نمایشی پی می گیرد. به این ترتیب پیشنهاد مهسا با تمرکز بر واکنش افرادی که مقابلش قرار می گیرند، ترسیم شده و نهایتاً این خود جمشید است که به عنوان آخرین گزینه پیشقدم می شود.
همانطور که اشاره شد هر چند انگیزه اولیه جمشید به وضوع و بسط انگیزه مهسا پرداخت نمی شود ولی در ادامه با تمرکز بر رابطه دو نفره آنها در خانه می توان نیاز اولیه او را برای ورود به این رابطه به ظاهر عقیم حدس زد. در ادامه پرداخت دراماتیک و کمیک فیلم، بر هم خوردن ثبات اولیه را که با رفتن فخری خانم به سفر پدید آمده، قابل پیش بینی می کند.
بازگشت صاحبخانه تمهیدی است که پیشبرنده ماجرا در بخش میانی است و همان همجواری اجباری را واجد تم باز شناخت یکدیگر می کند. در این بخش هر چند موقعیت های مستعد برای حرکت بر خطوط قرمز کاذب و حساس فراوان است ولی فیلمساز تلاش کرده حرکتی آرام و با طمأنینه بر مسیر آنها انجام دهد و اگر هم همراهی مخاطب را می گیرد به واسطه حرکت بر حساسیت های کاذب نباشد.
این وجه موجب شده آشفتگی های جمشید که شب هنگام به بهانه های مختلف می خواهد با مهسا حرف بزند، پرداختی متعادل و کمرنگ داشته باشد و بیرون زدن او به مثابه انفجاری تلقی شود که در نوع خود باز هم با طمأنینه ترسیم شده است. لوکیشن پارک و مواجهه با مواد فروش (ارژنگ امیرفضلی) و زن خیابانی (عسل بدیعی) نیز به مثابه ایستگاهی تلقی می شود که رئالیسم گزنده موقعیت را با تکیه بر قالب کمدی واجد امتیاز می کند.
دروغ های مکرر مهسا و جمشید در بخش میانی نیز همه در این قالب مفهوم پیدا می کنند و از جایی به بعد وقتی جمشید بدون در خطر بودن موقعیتش تنها به خاطر حفظ موقعیت مهسا پنهان کاری می کند، مقدمات تأثیرپذیری آن دو از هم بنا نهاده می شود. به عنوان مثال موقعیتی که فخری خانم برای آشتی دادن آنها می خواهد روی هم را ببوسند و این درخواست با مخالفت شدید مهسا و جمشید روبرو می شود که هر کدام به نحوی می خواهند از موقعیت فرار کنند، از دیگر کدهای این تأثیرپذیری است.
یکی از نقاط امتیاز فیلم "همخانه" مانور حساب شده در موقعیت های میانی طراحی شده و خروج به موقع از آنهاست. از نمونه های بارز این پرداخت چگونگی طراحی پایان فیلم و رسیدن به سرانجامی تأثیرگذار و البته غیر قابل پیش بینی است. حضور پدر مهسا (اکبر عبدی) درست در بزنگاهی اتفاق می افتد که به نظر می آید فیلم در آستانه در جا زدن در موقعیت میانی است و نگرانی بابت چگونگی بستن پرونده فیلم وجود دارد.
جالب اینکه با توجه به موقعیت های کمیک طراحی شده برای این ورود ناگهانی، قرار نیست به شیوه ای سهل انگارانه پایانی خوش شکل بگیرد که موجب فاصله گرفتن از رئالیسم موجود شود. حضور پدر خیلی سریع موجب لو رفتن آخرین دروغ مهسا می شود و هنگامی که موبایل جمشید در کمد به صدا در می آید، آه از نهاد مخاطبی که در حال گذران موقعیت به شوخی و خنده بوده، بلند می شود.
سکانس دادگاه هر چند تلخی و گزندگی واقعیت موجود را مانند یک سیلی به پرداخت رمانتیک فیلم وارد می کند ولی از آنجا که به سکانسی نمادین و برجسته ختم می شود، حائز اهمیت است. در عین حالیکه این بخش انتقادات کمرنگ فیلم را که تا این بخش بیشتر در زیر لایه بوده به سطح می آورد و گزندگی خاص را به مخاطب انتقال می دهد.
رد و بدل شدن عکس ازدواج قلابی بین مهسا و جمشید در حالیکه هر کدام عکس دیگری را نگه می دارد آنهم پشت میله های زندان، بهترین پایانی است که می توان برای این قصه در نظر گرفت. پایانی که در عین حال تلخی رئالیسم و شیرینی رمانتیزم را به همراه داشته و وجهی دوگانه دارد.
فیلم "همخانه" از وجه انتخاب بازیگران هم از انتظار عمومی مخاطب فاصله گرفته و با انتخاب جسورانه قرار دادن دو بازیگر جوان و تازه کار در نقش های اول و همچنین استفاده از بازیگران حرفه ای و برجسته در نقش های غیر کلیشه ای (مانند اکبر عبدی در نقش پدر جنوبی و مریم بوبانی در نقش صاحبخانه پولدار و فضول)، نگاه مستقل خود را به وجوه دیگر فیلم تعمیم می دهد.

خرید پستی کارتون شهر قطار ها

نظرات

مهشید تاریخ : پنجشنبه 20 شهریور 1393 ساعت '18:36
خدا بیامرزه عسل بدیعی رو
ارسال نظر

*** (با عرض پوزش این فروشگاه به این سایت منتقل شده است http://shop.gitidesign.ir). ***

تبليغاتX